افسردگی ماژور با مقاومت به انسولین مرتبط است
8 دسامبر 2020- محققان دریافتند که احتمال مقاومت به انسولین (IR)در افرادی که در حال حاضر یک دوره ی اختلال افسردگی ماژور (MDD) را تجربه می کنند، در مقایسه با افراد بدون این اختلال، 51 درصد بیشتر است.علاوه بر این، در افرادی که در حال حاضر افسردگی ماژور را تجربه می کنند، مقاومت به انسولین نیز با شدت افسردگی و مزمن بودن افسردگی آنها ارتباط دارد.
دکتر Kathleen Watson،دانشجوی فوق دکترای تحقیقاتی در بخش روانپزشکی دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا، گفت: ما دو چیز از این مطالعه آموختیم، اول اینکه مقاومت به انسولین با قرار گرفتن در یک دوره افسردگی و با شدت آن دوره ارتباط دارد و دوم اینکه ما دریافتیم که می توانیم مقاومت به انسولین را با استفاده از یک اندازه گیری جایگزین که از نظر بالینی قابل دسترس است، یعنی نسبت تری گلیسیرید به کلسترولHDL ، تخمین بزنیم.
این مطالعه به صورت آنلاین در تاریخ 2 دسامبر در JAMA Psychiatry منتشر شد.
رویکرد هدفمند
بسیاری از مطالعات به ارتباط MDD وIR ، اشاره کرده اند. با این حال، واتسون گفت: ما توصیف زیادی از ماهیت این رابطه نداشتیم. وی افزود: ما می خواستیم درک بهتری از چگونگی ارتباط IR با ویژگی های افسردگی، مانند وضعیت بهبودی، شدت و مزمن بودن آن، بدست آوریم.مشخص کردن این ارتباطات یک گام مهم در تعیین بهتر فنوتیپ است که مقدمه ای برای مطالعات طولی و یک رویکرد هدفمندتر برای درمان MDD می باشد.
برای این مطالعه، محققان از داده های مطالعه ی هلند در مورد افسردگی و اضطراب که یک مطالعه طولی در مورد بزرگسالان هلندی است، و "روند و پیامدهای اختلالات افسردگی و اضطراب را توصیف می کند"، استفاده کردند. این مطالعه شامل 1269 شرکت کننده با MDD فعلی(تعداد 536 نفر)، MDD بهبود یافته(تعداد 394 نفر) و افراد کنترل بدون سابقه MDD(تعداد 339 نفر)بود.
علاوه بر بررسی ارتباط بین MDD وIR ، محققان همچنین می خواستند درک کنند که آیا در صورت استفاده از اندازه گیری مختلف جایگزین مقاومت به انسولین، ارتباط IR باMDD همچنان مشاهده می شود؟
مقاومت به انسولین با دو مارکر جایگزین: شاخص کمی ارزیابی حساسیت به انسولین (QUICKI) و نسبت تری گلیسیرید به لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL) تعیین شد.
شرکت کنندگان در یک چهارم پایینیQUICKI ، به عنوانافراد دارای مقاومت به انسولین طبقه بندی شدند، در حالی که سایر شرکت کنندگان به عنوان افراد "حساس به انسولین" طبقه بندی شدند.
دومین اندازه گیری جایگزینمقاومت به انسولین، نسبت تری گلیسیرید به HDL است شاخصی که بر اساس اندازه گیری این دو مارکر از نمونه خون ناشتا صورت می گیرد و در آن تعیین IR بر اساس نقاط برش خاص برای هر جنسیت تعیین می شود. بطوریکه اگر این نسبت برای زنانبیش از 1.9 باشد؛ و برای مردان بیش از 2.8 باشد به عنوان مقاومت به انسولین تعبیر می شود.
افسردگی بر اساس مصاحبه بین المللی ترکیبی تشخیصی (نسخه 2.1) تعیین شد، در حالی که شدت افسردگی بر اساس فهرست علائم افسردگی تعیین گردید. "مزمن بودن" به وجود افسردگی در طی 4 سال قبل اطلاق شد و با استفاده از بررسی نمودار زندگی اندازه گیری شد.
حالت در برابر صفت
مقاومت به انسولین، با افسردگی ماژور فعلی(MDD) اما نه با افسردگی بهبود یافته، ارتباط داشت.
در یک مدل تنظیم شده برای سن، جنس، تحصیلات، وضعیت تاهل، وضعیت سیگار کشیدن و مصرف الکل، مقاومت به انسولین همانطور که توسط هر دو اندازه گیری ارزیابی شد، با شدت افسردگی مرتبط بود - اما فقط نسبت تری گلیسیرید به کلسترولHDL ، ارتباط بینIR و مزمن بودن افسردگی را نشان داد.
مقاومت به انسولیندر هر دو اندازه گیری با شدت افسردگی یا مزمن بودن در افرادی با MDD بهبود یافته، مرتبط نبود.
این یافته ها - بویژه ارتباط بین MDD فعلی با مقاومت به انسولین، اما نه MDD بهبود یافته- نشان می دهد کهمقاومت به انسولینیک حالت برای افسردگی است نه یک صفت.
واتسون گفت: سازوکارهای قابل قبول زیادی برای ارتباط بین IR و MDD وجود دارد. برخی از فرضیه ها مربوط به این ارتباط شامل التهابات، تغییر در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال و تغییر در رفتارهای سلامتی است.
وی افزود: درک این تفاوت های ظریف به ما کمک می کند تا پایه و اساس تحقیقات آینده را مشخص کنیم، از جمله اینکه آیا IR می تواند منجر به پیشرفت MDD شود؟
سرانجام، واتسون خاطرنشان کرد که تیم وی در حال همکاری با دانشمندان علوم مغز و اعصاب برای شناسایی بهتر مکانیسم های مغزی ارتباط دهنده یIR و MDD در سطح ژنتیکی، مولکولی و سلولی ، و نحوه هدف قرار دادن آنها با درمان ها یا مداخلات بالقوه هستند.
مکانیسم های بیولوژیکی مشترک؟
دکتر Roger McIntyre، استاد روانپزشکی و داروسازی در دانشگاه تورنتو در کانادا، و رئیس واحد روان درمانی داروهای اختلالات خلقی، در مورد این مطالعه گفت: افسردگی به عنوان "سندرم متابولیک نوع" II شناخته می شود که نتیجه فرآیندهای متابولیک غیر طبیعی است.
دکتر مکینتایر، که همچنین رئیس و مدیر اجرایی بنیاد کشف مغز و شناخت در تورنتو است، گفت: همچنین نتایج این تحقیق نشان می دهد که شاید بتوان از نشانگرهای متابولیکی به عنوان نشانگرهای زیستی وجود افسردگی استفاده کرد.
همچنین پرفسور Andrea Fagiolini، استاد روانپزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه سیه نا در ایتالیا، در مورد این نتایج اظهار داشت: افسردگی، بیماری های متابولیک و التهابی، احتمالاً دارای مکانیسم مشترک بیولوژیکی هستند، زیرا آنها عوامل خطر ساز مشترکی مانند رژیم غذایی ناسالم ، سبک زندگی ناسالم و قرار گرفتن مکرر در معرض پریشانی جسمی و روانی، دارند.
پرفسور فاگیولینی، که درگیر این مطالعه نبود، گفت: ممکن است که درمان افسردگی باعث بهبود IR شود و برعکس، ممکن است برنامه های سبک زندگی یا داروهایی که قادر به بهبود IR هستند، علائم افسردگی را بهبود ببخشند.
وی خاطرنشان كرد: باید مشخص شود كه كدام یک از علائم افسردگی بیشترین تأثیر را در این ارتباط دارد و آیا بهبود آنها سبب بهبود IR می شود یا بدنبال بهبود IR این علایم بهبود می یابند؟
منبع:
JAMA Psychiatry.Published online December 2, 2020.
https://www.medscape.com/viewarticle/942251